n the New Testament, the genealogy of Jesus according to the Gospel of Luke traces Jesus' lineage back to King David through the line of Nathan,[4] which the Gospel of Matthew traces it through Solomon, the line of Joseph, his legal father.[5] Specifically, in Luke 3:31 the genealogy of Jesus according to Luke, Jesus' lineage connects to Nathan through the biblical figure Heli, the son of Matthat.[4] Meanwhile, the Gospel of Matthew makes no mention of Nathan. Rather, in Matthew 1:16 Jesus' lineage is connected to Jacob which eventually relates Jesus to Solomon rather than Nathan.[6]
One conventional explanation for these differences, from as early as John of Damascus, is that Nathan is the ancestor of the Virgin Mary, while Solomon is the ancestor of Mary's husband Joseph. The blood curse on the line of Jeconiah who was a descendant in the line of Solomon, so the genealogy in Matthew is tainted with a blood curse from Jeconiah all the way to Joseph. No descendant of Jeconiah would qualify as King of Israel.[7]
Another explanation for these differences is yibbum, as offered by St. John Damascene: "One ought also to observe this, that the law was that when a man died without seed, this man's brother should take to wife the wife of the dead man and raise up seed to his brother."[8] From this he proposes it is possible that "on the death of Mathan, Melchi, of the tribe of Nathan, the son of Levi and brother of Panther, married the wife of Mathan, Jacob's mother, of whom he begat Heli. Therefore Jacob and Heli became brothers on tile mother's side, Jacob being of the tribe of Solomon and Heli of the tribe of Nathan. Then Heli of the tribe of Nathan died without any children, and Jacob his brother, of the tribe of Solomon, took his wife and raised up seed to his brother and begat Joseph. Joseph, therefore, is by nature the son of Jacob, of the line of Solomon, but by law he is the son of Heli of the line of Nathan."[9]
One other explanation frequently proposed by modern scholars is that biblical genealogy is often based on theology rather than factual history. For example, the title "Son of God" is used frequently. However, this title would not have been used in the earliest Gospel writings. This explains the differences in genealogies, as Matthew and Luke wrote for different audiences.[10]
ناتان فرزند داوود از همسرش بثشیع بود. او برادر کوچکتر سلیمان، شیمهئا و شوباب (تواریخ اول، ۳:۵) است.
افراد بسیاری به سلیمان مراجعه میکردند تا از توصیههای او کمک بگیرند؛ یکی از اینان ملکه سبا بود که در دیدار با سلیمان معماهای زیادی طرح کرد اما او همه را به درستی پاسخ داد.
مهمترین کار سلیمان از دیدگاه متون یهودی، ساخت معبد بود؛ گفتهاند که او این کار را با کمک دیوان و فرشتگان انجام داد. بنا به شیوهای معجزهآسا ساخته شد و سنگهای بزرگ خود بلند میشدند و در جای مناسب قرار میگرفتند.
مرگ سلیمان: دربارهٔ مرگ سلیمان نقل شده که خدای متعال به او وحی نمود: نشانه مرگ تو رویش درختی به نام «خرنوبه» در بیتالمقدس است. روزی سلیمان متوجه شد که درختی در بیتالمقدس روییدهاست. از او پرسید: چه نام داری؟ گفت: «خرنوبه»! سلیمان بیدرنگ به محل عبادتش بازگشت و همانطور که ایستاده بود از دنیا رفت، در حالتی که بر عصایش تکیه داده بود. سلیمان بعد از مرگش چند روزی به همان وضع بود و جنّها و انسانها به تصوّر اینکه او زنده است و نگاهشان میکند، مانند گذشته مشغول فعالیت بودند تا سرانجام موریانهای وارد عصایش شده و درون آن را خورد. عصا شکست و سلیمان بر زمین افتاد. (اینجا بود که همه فهمیدند او از دنیا رفت).[۶۱]
نقل دیگر آن است که روزی سلیمان گفت: دوست دارم تنها وارد قصر خود شوم و با خیالی راحت، استراحت کنم و شاد باشم. سپس وارد قصرش شده و درِ آن را قفل کرد تا هیچکس وارد نشود و خود به نقطه بالای قصر رفت و با نشاط به مُلک خود نگریست. نگهبانان در همه جا ناظر بودند که کسی وارد قصر نشود. ناگهان سلیمان جوانی زیبا و خوشقامت را در برابرش دید و به او گفت: «چه کسی به تو اجازه داد که وارد قصر شوی، با اینکه من امروز تصمیم داشتم در خلوت باشم و آن را به آسایش بگذرانم؟!» جوان گفت: «با اجازه خدا!». سلیمان گفت: «پروردگار قصر، قدرتش از من بیشتر است، اکنون خود را معرفی کن!» جوان گفت: «من عزرائیل هستم». سلیمان گفت: «چرا اینجا آمدی»؟ عزرائیل گفت: «آمدهام تا روح تو را قبض کنم». سلیمان گفت: «به مأموریت خود عمل کن».... همان دم عزرائیل جان او را گرفت، در حالیکه به عصایش تکیه داده بود….[۶۲]
بخش مهمتر ساخت و سازهای سلیمان، ارگ بزرگ اورشلیم بود که از دو بنای بزرگ قصر و معبد تشکیل شده بود. کتاب مقدس ساخت معبد در کوه صهیون را به تفضیل و ساخت قصر را با جزئیات کمتری روایت کرده اما از ابعادی که در کتاب برای این دو بنا ذکر شده، مشخص است که بنای اصلی در واقع قصر سلطنتی بوده و معبد سازهای الحاقی به آن. با این حال، معبد سلیمان یک عبادتگاه شخصی سلطنتی نبوده و همانطور که در تنخ تأکید و توسط یافتههای باستانشناسی تأیید شده، نقش معبد پادشاهی اسرائیل را داشتهاست. ساخت ارگ اورشلیم ۲۰ سال طول کشید؛ ۷ سال برای معبد و ۱۳ سال برای قصر. سلیمان معبد و قصر را به تقلید از معابد فنیقی و کنعانی پایان هزاره دوم قبل از میلاد ساخت. تنخ نیز به حضور معماران و صنعتگران فنیقی در پروسه ساخت معبد سلیمان اشاره کردهاست
به گفته متون یهودی آگادا، سلیمان در سن ۱۲ سالگی به سلطنت رسید. سلیمان (شلومو) چنان صلحی (شالوم) برقرار کرد که نام اصلیاش یدیدیاه تحت سایه نام دیگر قرار گرفت. او را همچنین با اسامی مختلفی چون کوهلث، لموئیل، اگور، یاکه و اثیئیل یاد کردهاند. سلیمان خرد را انتخاب کرد زیرا میدانست زمانیکه خردمند شود، باقی چیزها را به دست خواهد آورد. ۸۰۰ مَثَل او در واقع باید ۳٬۰۰۰ مثل محسوب شود زیرا هر کدام از مثلها را میتوان به دو یا سه طریق تعبیر کرد. سلیمان باغبانی ماهر بود و گیاهان خارجی را به اسرائیل آورد. او زبان حیوانات و پرندگان را میدانست و ایشان تحت فرمانش بودند.