شخصیتهایی که به عنوان رهبر جامعه از سوی خداوند تعیین می شوند، باید علم کافی و سند روشنی برای ارتباط خود با خدا ارائه دهند تا بتوانند مأموریت هدایت مردم را عهده دار شوند. حضرت داوود (علیه السلام) نیز از زمره این رهبران الهی است. همه انبیای الهی که از رهبران آسمانی محسوب می شوند، دارای کرامات و معجزات متعددی بوده اند، حضرت داوود (علیه السلام) نیز اینچنین بوده است.
گذشته از سلطنتى که خداوند به داوود عطا فرموده بود،[1] معجزات و کرامات دیگرى نیز به وى اعطا شد که در حقیقت نشانه پیامبرى و نبوت او به شمار مى رفت، که در این گفتار کوتاه به برخی از آنها اشاره می شود:
ابن ابى الحدید مىگوید: داوود صدایى زیبا داشت و ترجیع صوت او باعث مىشد تا پرندگان از شوق در محراب عبادت او فرود آیند و حیوانات وحشى بدون هیچ ترسى از مردم، نزد او بشتابند.
حضرت داوود ـ علیه السلام ـ صد سال عمر کرد، که چهل سال آن را بر مردم حکومت و رهبری نمود. او کنیزی داشت که وقتی شب فرا میرسید همه درها را قفل میکرد، و کلیدهای آنها را نزد داوود ـ علیه السلام ـ میآورد. شبی مردی را در خانه دید، پرسید: چه کسی تو را وارد خانه کرد؟او گفت: «من کسی هستم که بدون اجازه شاهان بر آنها وارد میگردم.» داوود ـ علیه السلام ـ این سخن را شنید و گفت: آیا تو عزرائیل هستی؟ چرا قبلاً پیام نفرستادی تا من برای مرگ آماده گردم؟عزرائیل گفت: من قبلاً پیامهای بسیار برای تو فرستادم.داوود ـ علیه السلام ـ گفت: آن پیامها را چه کسی برای من آورد؟عزرائیل گفت: «پدرت، برادرت، همسایهات و آشنایانت کجا رفتند؟»داوود ـ علیه السلام ـ گفت: همه مردند.عزرائیل گفت: «آنها پیام رسانهای من به سوی تو بودند که تو نیز میمیری همان گونه که آنها مردند.»سپس عزرائیل جان داوود ـ علیه السلام ـ را قبض کرد. او نوزده پسر داشت. در میان آنها، یکی از پسرانش، حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ حکومت و مقام علم و نبوّت داوود ـ علیه السلام ـ را به ارث برد